اروپا و افغانستان؛ مانده از جنگ، رانده از صلح

اروپا در قالب شراکت استراتژیک با امریکا در چارچوب سازمان نظامی ناتو در سال ۲۰۰۱ میلادی به افغانستان حمله نظامی کرد. اکثر کشورهای بزرگ و کوچک اروپایی از همان زمان تاکنون در افغانستان نیرو و پایگاه نظامی دارند. اگرچه ممکن است انگیزه‌ها، اهداف و منافع واقعی اروپا و امریکا در حمله به افغانستان، متفاوت بوده باشد؛ اما آن‌ها در طول سال‌های گذشته همواره تلاش‌ کرده‌اند خود را به عنوان یک کل بزرگ و واحد تعریف کنند و اهداف مشترک و مشابهی برای حضور نظامی‌شان در افغانستان، تعیین نمایند.

با روی کارآمدن دولت ترامپ در امریکا که پیام‌آور نوعی امریکاگرایی افراطی است و محور و مبنای همه تصمیم‌های آن را اولویت‌دادن به منافع استراتژیک امریکا تشکیل می‌دهد، اروپا هم به نحو ملموسی از دایره شراکت استراتژیک امریکا رانده شد. این رویداد تنها محدود به موضوعاتی مانند معاهده اقلیمی پاریس، جنگ تجاری، برنامه هسته‌ای ایران و… نماند؛ بلکه به سرعت مأموریت مهم و راهبردی امریکا و اروپا در افغانستان و سوریه را نیز دربر گرفت.

اکنون در حالی که امریکا مدت‌هاست با گروه طالبان، وارد مذاکرات فشرده و مستقیم شده تا تمهیدات خروج نظامیانش از افغانستان را فراهم کند، اروپا در میانه بیم و امید به تحولات مرتبط با این روند نگاه می‌کند و در شرایط انفعالی به سر می‌برد.

فدریکا موگرینی؛ مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در سفر به کابل در دیدار با عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی گفت که اتحادیه اروپا از روند صلح به رهبری و مالکیت افغان‌ها پشتیبانی کامل می‌کند.

او گفت که در لحظات بحرانی از پاکستان به کابل آمده‌است و حمایت اتحادیه اروپا را از روند صلح افغانستان اعلام می‌کند. او افزود که اتحادیه اروپا از صلحی پشتیبانی می‌کند که به عقب‌گرد برای دولت و مردم افغانستان منجر نشود.

مسؤول سیاست خارجی  اتحادیه اروپا تأکید کرد که صلح باید به معنای تقویت مردم افغانستان و ثبات در این کشور با حفظ دستاوردهای ۱۷ سال اخیر باشد.

فدریکا موگرینی اضافه کرد که اتحادیه اروپا با برنامه‌هایی در حمایت از صلح، امنیت و حقوق بشر، در کنار مردم افغانستان خواهد ماند و با شرکای بین‌المللی‌اش تلاش می‌کند که روند صلح به مالکیت‌ افغان‌ها و دولت افغانستان باشد.

سفر منطقه‌ای خانم موگرینی و لحن موضع‌گیری او در زمینه بایدها و نبایدهای برایند روند صلح نشان می‌دهد که اروپا با امریکا در زمینه صلح و پیامدهای آن، اختلاف‌ نظرهای عمیق و جدی دارد؛ اما اروپا در شرایطی نیست که به تعبیر مسؤول سیاست خارجی این اتحادیه در این «لحظات بحرانی» پرده از ژرفا و دامنه اختلاف‌های خود با امریکا در خصوص روند صلح افغانستان بردارد و بحران جاری را تعمیق و تشدید بخشد. به بیان دیگر، اروپا در مأموریت‌های دشواری مانند افغانستان، همان‌گونه که در سال ۲۰۰۱ عمل کرد، ناگزیر است همچنان دنباله‌رو امریکا بماند و در صورتی که واشنگتن تصمیم بگیرد از افغانستان خارج شود، تصور نمی‌شود اروپا قادر به حفظ و استمرار حضور نظامی‌اش در افغانستان باشد.

اروپایی‌ها به تنهایی و بدون حمایت امریکا نه قادر به حمایت از دولت کابل و روندهای دیگری مانند حقوق بشر، حقوق زنان، دستاوردهای ۱۷ ساله و… هستند و نه می‌توانند به‌طور یکجانبه بار سنگین پشتیبانی از نیروهای مسلح به‌شدت شکننده و آسیب‌پذیر افغانستان را بر دوش بکشند.

این در حالی است که امریکا بدون اعتنا به شراکت استراتژیک‌اش با اروپا گفتگوهای صلح با طالبان را به‌تمامی در انحصار خود قرار داده و بدتر از آن این‌که بیم آن می‌رود که نگرانی‌های بنیادین اروپا در حوزه‌های حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی‌های اساسی و مدنی، ارزش‌های دموکراتیک و دستاوردهای ۱۷ ساله را نیز در معامله با طالبان، نادیده بگیرد و زیر پا بگذارد.

با این حساب، علیرغم تأکید و تصریح فدریکا موگرینی بر حمایت واضح و بی‌قید و شرط اتحادیه اروپا از صلح تحت مالکیت و مدیریت افغان‌ها و از جانب دیگر، حفظ و صیانت از دستاوردها و ارزش‌های مورد حمایت آن اتحادیه در چارچوب صلح، به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا و دولت افغانستان در قبال چشم‌انداز جنگ افغانستان و صلحی که امریکا با طالبان، کلید زده‌است، وضعیتی همسان و مشابه داشته باشند: مانده از جنگ، رانده از صلح.

منبع:خبرگزاری افق

نویسنده: علی موسوی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme