انتخابات افغانستان؛ از رویای پارلمانی تا کابوس ریاست جمهوری

انتخابات پارلمانی افغانستان در شرایطی برگزار شد که پس از سه سال تأخیر و تعلل، بسیاری از مردم و جریان‌های قدرتمند سیاسی خارج از دولت، امید زیادی داشتند که بتواند حیثیت بربادرفته مردم‌سالاری شگفت‌انگیز ما را جبران کند و پل‌های ویران‌شده میان مردم و دولت را دوباره بسازد.

به گزارش راه دولت هم فرصت بسیار ارزشمندی در اختیار داشت تا کاستی‌ها، ناراستی‌ها و نارسایی‌های شرم‌آور انتخابات بدنام ریاست جمهوری در سال  ۹۳ را جبران کند و با تعهد به قانون اساسی و پایبندی صادقانه به اصول و قواعد مردم‌سالاری، مردم را به صحنه بکشاند و از آرای پاک میلیون‌ها شهروند این سرزمین، مسؤولانه پاسداری و صیانت کند.

علیرغم همه تهدیدهایی که از سوی دشمنان این سرزمین، عنوان شده بود و با وجود کاستی‌ها، ناراستی‌ها و نارسایی‌هایی که از سوی دولت و نهادهای فاقد ظرفیت انتخاباتی، در مراحل مقدمات انتخابات پارلمانی شاهد بودیم، مردم در روز ۲۸ میزان، با حضور شورانگیز خود حماسه آفریدند و یکبار دیگر نشان دادند که از دید آنها هیچ راهی جز مردم‌سالاری و احیای اعتبار و جایگاه واقعی نهادهای مردم‌نهاد و دموکراتیک وجود ندارد.

میلیون‌ها نفر در سراسر افغانستان به صحنه آمدند تا شعور پرشور سیاسی و تعهد صادقانه ملی و میهنی شان را به‌نمایش بگذارند و به دولت و کارگزاران انتخاباتی پیام بدهند که آنها هنوز دل در گرو نظام، قانون اساسی و الگوی ناقص و ناکامل نسخه دموکراسی تجویزشده از سوی امریکا و غرب دارند و اگر اراده‌ای راسخ و راستین وجود داشته باشد، می‌توانند در کنار دولت، گذشته را فراموش کنند و برای بازسازی چهره مخدوش اعتماد ملی، طرحی نو دراندازند.

با توجه به شرایط شکننده و عمیقا بی‌ثبات و ناپایدار امنیتی و در حالی که دولت عملا هیچ تمهید و تدبیر اطمینان‌بخشی برای تأمین امنیت انبوه جمعیت مشتاق مشارکت در انتخابات، روی دست نداشت، مردم اما از خون خویش مایه گذاشتند و برای تحقق یک آرمان والای ملی، از خودگذرانه خطر کردند.

پاسخ دولت؛ آب ناامیدی بر آتش امید

پاسخ دولت و کمیسیون‌های انتخاباتی اما ناباورانه و ناامیدکننده بود. دولت بار دیگر نشان داد که ظرفیت بهره‌وری از احساسات، تعهد و ایمان پاک و پرخروش مردم برای ایجاد یک سازوکار واقعا دموکراتیک و مردم‌سالارانه را ندارد. 

دولت آگاهانه و عامدانه، بر آتش امید مردم، آب سرد ناامیدی و یأس ریخت. کارمندان کمیسیون انتخابات، ساعت‌ها پس از آغاز موعد مقرر برای گشایش مراکز رأی‌گیری، در خانه‌های خود به سر می‌بردند، فهرست‌های رأی‌دهندگان از بامیان در غوریان و از زابل در کابل، سرگردان بود، دستگا‌‌ه‌های بیومتریک که قرار بود به نگرانی‌های گسترده افراد و احزاب در زمینه شفافیت انتخابات، پاسخ مناسب و مساعد بدهد یا خراب بود و یا کسی با کار با آن، آشنایی نداشت، تقلب و تخلف و زورگویی و تهدید و تطمیع رأی‌دهنده‌ها وسیعا در جریان بود، نام بسیاری از مردم در فهرست‌ رأی‌‌دهندگان وجود نداشت و دامنه این رسوایی به اندازه‌ای گسترده بود که حتی یک عضو ارشد کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی هم نتوانست رأی‌ بدهد. نام عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی هم در فهرست رأی‌دهنده‌ها پیدا نمی‌شد و سرور دانش؛ معاون دوم ریاست جمهوری، ۴۵ دقیقه منتظر تا کارمندان انتخابات از خانه‌های شان به مرکز رأی‌گیری بیایند؛ آن‌هم پس از آن‌که آقای دانش مستقیما به رییس کمیسیون انتخابات، زنگ زد! این در حالی بود که چنین امکانی برای میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان، فراهم نبود و به این‌‌ترتیب، انتخابات پارلمانی، با رسوایی و فضیحت و شرم ناشی از ناتوانی و فساد، بحران مدیریت و فقدان ظرفیت و نبود اراده سیاسی برای تمثیل مردم‌سالاری، سپری گردید و در نتیجه، رویای مردم، با پاسخ سرد و تلخ دولت و کمیسیون‌های فاسد و ناتوان انتخاباتی مواجه شد.

کابوس انتخابات ریاست جمهوری

 پس از عدم تحقق رویای مردم در انتخابات پارلمانی، اینک این تجربه سیاه و سهمگین و ناکامی بزرگ و شرم‌آور ناشی از آن بر انتخابات ریاست جمهوری آینده، سایه افکنده است؛ انتخاباتی که تنها چندماه به برگزاری آن باقی مانده با آواری از کارهای ناتمام، روندهای ناکام و وعد‌ه‌های میان‌خالی و بی‌پشتوانه.

چالش‌های انتخابات ریاست جمهوری

۱. شفافیت: شفافیت همچنان مسأله اصلی است که دولت و احزاب معتقد اند از دو مسیر می‌توان به این نگرانی پاسخ داد و آن را برطرف کرد:

یک. دستگاه بیومتریک: انتخابات پارلمانی نشان داد که اطمینان احزاب به سیستم ثبت الکترونیک هویت رأی‌دهندگان (بیومتریک) بیش از اندازه، خوش‌بینانه و ساده‌انگارانه بوده است. این سیستم هم نتوانست به نگرانی عمده و بزرگ مردم در حوزه شفافیت انتخابات، پاسخ مثبت و مساعد بدهد. در بسیاری از حوزه‌ها یا این دستگاه کار نمی‌کرد یا کارمندان انتخابات، با کارکرد آن، آشنایی نداشتند. 

افزون بر این، عدم امکان اتصال آن به اینترنت و انتقال آنلاین اطلاعات رأی‌دهندگان به بانک اطلاعات مرکزی این سیستم در مرکز کمیسیون انتخابات، دیگر چالش عمده این سیستم‌ بود. به باور آگاهان، استفاده آفلاین از این دستگاه، ظرفیت محدود آن که تنها برای ثبت اطلاعات مربوط به ۶۰۰ رأی‌دهنده کافی است، امکان احتمال اتمام چارج برقی آن در کشوری مانند افغانستان که با کمبود برق مواجه است و… از ایرادهایی است که می‌تواند امیدها به تأمین شفافیت انتخابات را تضعیف کند.

در این میان، یک مسأله مهم‌تر هم وجود دارد و آن، دسترسی انحصاری کارمندان دفتر مرکزی کمیسیون انتخابات به بانک اطلاعات یا دیتابیس رأی‌دهنده‌ها و عدم تعبیه امکانی برای نظارت و دسترسی نمایندگان احزاب و ناظران نامزدها به این اطلاعات است که می‌تواند زمینه‌ساز دستبرد در نتایج آرا و انتخابات از سوی کمیسیون و دولت شود. این اشکال به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری، پررنگ‌تر و جدی‌تر خواهد شد.

دو. توزیع تذکره الکترونیک: توزیع تذکره‌های الکترونیک از پیش‌شرط‌های عمده احزاب و از رهیاف‌های دیگر مورد نظر آنها برای تأمین شفافیت انتخابات خوانده می‌شود؛ اما دولت به‌دلیل اختلاف‌های قومی و سیاسی، نخواست یا نتوانست این مأمول را برای انتخابات پارلمانی محقق سازد؛ اما به احزاب، تعهد داده است که در انتخابات ریاست جمهوری، حتما چنین تمهیدی را فراهم خواهد کرد. این در حالی است که به باور ناظران، امکان عملی تحقق چنین وعده‌ای تا انتخابات ریاست جمهوری میسر نیست؛ زیرا افغانستان یک کشور سردسیر است و در بسیار از مناطق کشور، امکان پیشبرد این پروسه فراگیر ملی در ماه‌های پایانی پاییز و همه ماه‌های زمستان و دو ماه ابتدایی بهار وجود ندارد. ضمن آن‌که شرایط امنیتی، آمادگی‌های اداری و مشکلات و موانع حقوقی و قانونی موجود در این مسیر هم عملا توزیع این تذکره‌ها برای همه مردم تا انتخابات ریاست جمهوری آینده را غیرممکن می‌سازد.

photo_2018-10-24_08-52-07

عکس از واجد روحانی

با این حساب و با توجه به تجربه تلخ و ناامیدکننده انتخابات مفتضح پارلمانی، انتخابات ریاست جمهوری از حیث شفافیت، به کابوسی ترسناک بدل شده است.

۲. امنیت: چالش دوم در مسیر انتخابات ریاست جمهوری بهار سال آینده، امنیت است. اگر تلاش‌های دولت برای صلح با طالبان تا آن زمان به نتیجه‌ای واقعی نرسد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که این گروه، در مسیر امنیت انتخابات ریاست جمهوری، مانع ایجاد نکند. 

اینکه طالبان نخواستند یا نتوانستند مشکل جدی و بزرگ امنیتی در انتخابات پارلمانی به وجود آورند، دلایل زیادی دارد که یکی از آن‌ها ترور بحث‌برانگیز فرمانده مقتدر پولیس قندهار؛ جنرال رازق تنها دو روز پیش از انتخابات بود. دلیل دوم هم گفتگوی مستقیم زلمی خلیلزاد با نمایندگان طالبان و پاکستان می‌باشد که ممکن است یکی از نتایج آن، عدم اقدام جدی طالبان علیه انتخابات پارلمانی بوده باشد. دلیل سوم هم می‌تواند آزادی ملا برادر؛ فرد شماره دو طالبان از سوی پاکستانی‌ها باشد که بازهم این مورد، به احتمال قوی، با مذاکرات خلیلزاد و قتل جنرال رازق، مرتبط است.

با این حال، در انتخابات ریاست جمهوری که طیف‌های سیاسی و قومی ضد طالبان، با قدرت وارد خواهند شد، بعید است این گروه، خاموش و نظاره‌گر بماند و دست به اقدامی نزند.

۳. مشارکت: در این شکی نیست که مردم در انتخابات پارلمانی، علیرغم همه ناکارآمدی و فسادی که در دولت وجود دارد، به پای‌ صندوق‌های رأی رفتند؛ اما با توجه به آنچه از سوی دولت و کمیسیو‌ن‌های انتخاباتی، رخ داد، دیگر بعید است بازهم بتوان مردم را به پای صندوق‌ها کشاند؛ به‌ویژه با توجه به رویدادهای ناامیدکننده و خفت‌باری که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۳ و انتخابات پارلمانی امسال پیش آمد و در نهایت، در انتخابات ریاست جمهوری، یک حکومت ائتلافی و مهندسی‌شده از سوی امریکا بر مردم تحمیل شد و فرمول جان‌ کری، جای آرا و انتخاب آگاهانه مردم را تسخیر کرد.

با در نظرداشت این موارد و چه‌بسیار مسایل دیگری که در این مقال مجمل، امکان طرح و بسط آن نیست، انتخابات ریاست جمهوری، عملا به کابوسی ترسناک و آزاردهنده بدل شده است. دیگر به دولت و نهادهای انتخاباتی منصوب آن، امید و اعتمادی نیست و نمی‌توان به وعده‌ها و شعارهایی که در این زمینه داده می‌شود، دل‌ خوش کرد؛ مگر آن‌که تغییری بزرگ و شگرف، بتواند همه‌چیز را به نفع مردم، دگرگون کند.

نویسنده محمد مهدی نوری

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme