جمعیت؛ از آرمان‌گرایی فاقد قدرت تا قدرت‌طلبی فاقد آٰرمان

حزب جمعیت اسلامی اعلام کرده که اظهارات محمدیونس قانونی؛ از اعضای شورای رهبری این حزب در یک نوار صوتی منتشرشده، اظهارات شخصی اوست و به جمعیت اسلامی تعلق ندارد.

در این نوار آقای قانونی می‌گوید او و شماری از سران جمعیت به ‌خاطر تغییر ساختار سیاسی حکومت، از حنیف اتمر در انتخابات ریاست جمهوری حمایت خواهند کرد.

به گفته قانونی، جمعیت به ریاست جمهوری نمی رسد، اشرف غنی با تغییر ساختار سیاسی نظام، مخالف است و اتمر، موافق است و به این دلیل این حزب از آقای اتمر حمایت می‌کند.

در اعلامیه جمعیت آمده که “برای جمعیت اسلامی در طول مبارزات این حزب، به‌دست آوردن رأس قدرت و کار برای تأمین منافع مردم افغانستان از این آدرس، همیشه یک اصل بوده است.”

این حزب افزوده که شورای رهبری جمعیت اسلامی تاکنون بر معرفی نامزد ریاست جمهوری از آدرس این حزب تاکید دارد و در این زمینه، مصر است.

با وجود اعلامیه رسمی حزب جمعیت اسلامی در رد دیدگاه‌های آقای قانونی، آنچه از زبان این عضو ارشد این حزب در یک گفتگوی خصوصی، مطرح شده و ناخواسته به بیرون درز کرده، واقعیت‌های حاکم بر وضعیت و جایگاه کنونی و دورنمای سیاسی جمعیت اسلامی در انتخابات آینده ریاست جمهوری را نشان می‌دهد و اعلامیه رسمی حزب جمعیت، تلاشی ناکام برای پنهان‌‌کردن این واقعیت از دیدرس هواداران این حزب محسوب می‌شود.

واقعیت این است که جمعیت اسلامی، بدترین روزهای خود را سپری می‌کند. این حزب دچار تنش‌های شدید درونی و جنگ قدرت شده است و رهبران کنونی آن، دیگر به آرما‌ن‌های دیرینه این حزب که همواره از سوی رهبران پیشین، بنیانگذاران اولیه و ایدئولوگ‌هایی که نفوذی عمیق و کاریزماتیک داشتند، مطرح می‌شد، وفادار نیستند.

همان‌گونه که در اعلامیه حزب جمعیت اسلامی آمده است، برای این حزب «به دست آوردن رأس قدرت» همیشه یک اصل بود؛ اصلی که به مثابه یک تابو، سران این حزب هنوزهم به آن تظاهر می‌کنند و نمی‌خواهند ضعف و فترت و رخوت سیاسی امروز خود در پی تحولات سال‌های اخیر را بپذیرند و به آن گردن بگذارند؛ دلیل تظاهر به وفاداری به این اصل، حفظ اقتدار نمادین جمعیت، به منظور مراقبت از نفوذ گسترده مردمی این حزب به مثابه یک سرمایه سیاسی و اجتماعی کارآمد و مؤثر می‌باشد.

سران جمعیت اسلامی همواره توصیه کرده‌اند که این حزب به مثابه یک جریان مقتدر قومی، باید «داعیه زعامت» داشته باشد. این توصیه در سخنان پیشینیان و اسلاف جمعیت، به خوبی مشهود است و همواره به مثابه یک هدف استراتژیک در متن و محور کارزارهای سیاسی و حزبی این جریان قرار داشته است؛ اما در سال‌های اخیر در پی مرگ شماری از رهبران و سران این حزب از یکسو و قو‌ت‌گرفتن جریان‌های سیاسی و قومی رقیب آن از سوی دیگر، جمعیت عملا موقعیتی منفعل‌ و کنش‌پذیر پیدا کرده است. سرآغاز این دوران، با ترور احمدشاه مسعود در ۹ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، کلید خورد و همین رویداد موجب شد تا رهبران ارشد جمعیت اسلامی، در کنفرانس بین‌المللی بن برای افغانستان، به‌آسانی و بی‌هیچ مقاومتی، بر واگذاری کرسی ریاست جمهوری به حامد کرزی پشتون‌تبار و تکنوکرات توافق کنند؛ رویدادی که هنوزهم برخی فعالان جمعیتی و اعضای دون‌پایه این جریان، به آن به مثابه یک «خیانت» نگاه می‌کنند و آن را نقض آرما‌ن‌های دیرپا و اصول بنیادین این جریان سیاسی و قومی قلمداد می‌‌نمایند.

با این وجود و علیرغم واگذاری رأس هرم قدرت از سوی جمعیت به حامد کرزی که به نحوی انتقال قومی قدرت از تاجیک‌ها به پشتون‌ها هم محسوب می‌شد، اصل آرمان‌گرایانه تصاحب رأس هرم قدرت، همچنان به عنوان هدف محوری جمعیت اسلامی باقی ماند. به همین دلیل، سران و رهبران این حزب از یونس قانونی تا عبدالله عبدالله، در همه روندهای انتخاباتی ریاست جمهوری، برای نیل به این هدف، شرکت کردند اما شکست خوردند.

بر این اساس، اصل دست‌یافتن به رأس هرم قدرت، برای حزبی که قدرت را واگذار کرده بود و از سوی دیگر، تلاش‌های رهبران آن برای تصاحب دوباره آن از مسیرهای مشروع و دموکراتیک هم شکست خورده بود، به عنوان آرمان‌گرایی فاقد قدرت، به شاخصه‌ اصلی این حزب تبدیل شد؛ تا آن‌که در نهایت، عبدالله عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری ۹۳، مغلوب اشرف‌غنی شد و تن به تشکیل یک حکومت ائتلافی داد و حضور در یک سمت فاقد تعریف حقوقی، جایگاه و صلاحیت قانونی و عملا نمادین و بدون هرگونه قدرت اجرایی را پذیرفت و از آنسو، تنش‌های کم‌سابقه میان رهبران ارشد این حزب هم بر سر قدرت، بالا گرفت که اظهارات اخیر یونس قانونی به عنوان یک چهره محافظه‌کار و میانه‌رو این حزب، نشانگر اوج این تنش‌ها است.

این اظهارات، نشان داد که جمعیت اسلامی که پس از روند بن، با شاخصه آرمان‌گرایی فاقد قدرت شناخته می‌شد و همچنان سودای دست‌یافتن به رأس هرم قدرت را به مثابه یک آرمان بنیادین، در سر می‌پروراند، اکنون در وضعیتی مأیوس‌کننده، به دام و دامن قدرت‌طلبی فاقد آرمان سقوط کرده است؛ به‌‌گونه‌ای که رهبران آن، به‌جای جستجوی آرمان دست‌یافتن به‌ رأس هرم قدرت، رسیدن به قدرت بدون اولویت‌دادن به هر‌گونه آرمان را دنبال می‌کنند؛ رویدادی که در آن، منافع و زد‌ و بندهای شخصی مقطعی و زودگذر، جای آرمان‌های سیاسی و حزبی اصیل، بلندمدت و پرپیشینه را گرفته است.

منبع: خبرگزاری افق

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme