رسانه‌ها و بحران اقتصادی در افغانستان

چکیده

طرح مساله تحقیق؛ توسعه رسانه‌ها یکی از دستاوردهای دولت در بخش آزادی بیان و تکثر اندیشه‌ها در افغانستان به شمار می رود. در حالی‌که در دیگر کشورها این چنین آزادی بیان و اندیشه وجود ندارد و مردم از دسترسی به رسانه‌های آزاد محروم اند. بنابر این مراقبت و محافظت از این دستاورد بزرگ یک مساله کلان ملی به شمار می‌رود. اما متاسفانه در سالهای اخیر مشکلات متعدد از جمله مشکلات اقتصادی چراغ تعدادی از رسانه‌ها را خاموش ساخته است. در این مقاله در باره عواملی به وجود آورنده، شدت بخشنده و راه حل‌های اقتصاد رسانه‌ها پرداخته شده و مهمترین سوال این است که رابطه مشکلات مالی با پایین آمدن کیفیت رسانه‌ها چیست؟ این تحقیق به هدف بررسی نقش بحران اقتصادی در پایین آمدن کیفیت رسانه‌ها و ارایه راهکارها برای حل آن انجام شده است.

روش انجام تحقیق؛ در این مقاله از روش های تحلیلی، توصیفی، اسنادی و کتابخانه‌ای و چکیده درسها و بحث‌های کلاس اقتصاد رسانه توسط دکتر موسایی استاد دانشگاه علامه طباطبائی تهران و کتاب ایشان تحت عنوان “اقتصاد رسانه” استفاده شده است. روش کتابخانه ای در بر گیرنده مطالعه، نقد، ترکیب و باز آفرینی کتابها، پژوهشها، مقاله ها و پایان نامه های بوده که از زاویه های مختلف به مقوله های این تحقیق پرداخته اند. علاوه بر منابع اسنادی و کتابخانه‌ای، چشم دیدهای خود نویسنده به عنوان نویسنده و خبرنگار در  برخی از رسانه‌های افغانستان نیز، درج گردیده است.

نتایجی بدست آمده؛ وضعیت رسانه‌ها با شاخص‌های زیادی قابل سنجش است که مهمترین شاخص آن اقتصاد و درامدزایی است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بین درامدزایی رسانه‌ها و کیفیت محتوای آن رابطه وجود دارد. در افغانستان بیشتر رسانه‌ها بخاطر بحران مالی و کاهش درامدزایی با خطر سقوط مواجه شده اند. بی‌توجهی‌ها در این زمینه و کاهش کمک‌های اقتصادی با رسانه‌ها، از مهمترین عوامل بحران مالی رسانه‌ها است.  بحران مخاطب، بیکاری روزنامه‌نگاران و فرار آنان از کشور و سقوط رسانه ها از پیامدهای منفی بحران مالی رسانه‌ها است.18590

واژگان کلیدی: اقتصاد، رسانه، کیفیت تولید، چالش‌ها و راهکارها

مقدمه

در این اواخر دامنه نفوذ رسانه‌ها و مؤثریت آن هر روز در زندگی مردم بیشتر شده می‌رود و رسانه ها به یک وسیله مطلوب برای مهندسی افکار و رضایت عمومی تبدیل شده است. رگبار تبلیغات و اطلاعات فرصت‌های فکر کردن و زندگی کردن به‌شکل عادی را از مردم گرفته است.  با توجه به این مساله، آسیب‌شناسی و رهیافت‌های رسانه‌ای به‌خصوص تلویزیون‌ها در افغانستان، یکی از مسایل مهم و ضروری تحقیقی به‌شمار می‌رود.  از سوی دیگر اقتصاد رسانه به حیث یکی از مضمون‌های مهم رشته تحصیلی، در دانشگاه‌های معتبر بین المللی تدریس می‌شود. این تحقیق کوششی است برای یافتن فرضیه های مناسب در تبیین عوامل موثر بر اقتصاد رسانه ها در افغانستان و پیدا کردن متغییرهای مستقل و وابسته ای که بتواند تحقیق را توصیف نماید. مهمترین اثری که بر این تحقیق محتمل است، آغاز کار در زمینه مساله رسانه ها از سوی دیگر پژوهشگران است.

اقتصاد و درامدزایی رسانه ها از کلیدواژه های مهم بکار رفته در این تحقیق است. تمامی مطالبی این تحقیق در خدمت تشریح و تبیین این دو واژه کلیدی است. بخاطری که درامدزایی موثرترین عامل تعیین کننده در رسانه های افغانستان است. در ده سال گذشته دیده شد که ا گر یک رسانه‌ دارای پشتوانه قوی مالی و اقتصادی باشد، می‌تواند کارمندان و خبرنگاران مسلکی، مخاطب‌مدار و با تجربه را استخدام کند. اما اگر از لحاظ اقتصادی ضعیف باشد، از یکسو نمی‌تواند خبرنگاران خوب را جلب و جذب کند و از طرف دیگر اداره و سیاست آن بالای کارمندان بسیار ضعیف می‌شود. مشکلات اقتصادی حتی به اندازه‌ی بالای تلویزیون‌ها و رسانه‌ها اثرگذار است که باعث سقوط آن می‌گردد. با سقوط یک رسانه(چاپی، تصویری و صوتی) تعدادی از کارمندان و خبرنگارانی که در ان مشغول کار هستند، بیکار می‌شوند. در سالهای اخیر تعدادی از خبرنگاران بخاطر عدم دریافت حقوق کافی از سوی رسانه‌ها، دست از کارهای خبرنگاری کشیدند.

اگر مشکلات اقتصادی رسانه‌ها حل گردد، در نتیجه کیفیت تولیدات و کالای رسانه‌ای بالا می‌رود. بهبود کیفیت کالای رسانه‌ای، باعث به وجود آمدن تغییرات مثبت در زندگی مردم افغانستان و تقویت ارزشهای دموکراسی در این کشور می‌شود.

در این تحقیق ابتدا عوامل به وجود آورنده بحران مالی رسانه‌ها شناسایی گردیده و به‌دنبال آن راهکارهای مؤثر در جهت حل این مشکل ارایه شده است. مخاطبان اصلی این تحقیق مسولان و مدیران رسانه‌ها، تاجران ملی، دولت مردان و سازمان های کمک کننده در عرصه رسانه‌ها در افغانستان است. البته در قسمت بازار تولیدات رسانه ای مانند:  فلم، مستند، موسیقی، گزارش، خبر و …  شهروندان افغانستان نیزشامل  می‌گردد.

طرح مساله تحقیق این است که: اقتصاد متضمن دوام و بقای رسانه‌ها است و از تاثیرات عمیق در کیفیت و محتوای برنامه‌ها برخودار است. در سالهای اخیر، بحران مالی و اقتصادی بدون سر و صدا چراغ یک تعداد از رسانه هارا خاموش کرده و تعدادی را وابسته‌ی سیاست‌های ناپاک و بلندگوی سیاست مداران کرده است. در این اواخر به شدت شاهد مرگ اقتصادی رسانه‌ها و بحران فرار خبرنگاران در افغانستان هستیم. متاسفانه تا هنوز این مساله مهم از نظر تیزبین محققان و پژوهشگران دور مانده است.

هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش اقتصاد در کیفیت تولیدات رسانه ای در افغانستان است. هدف های دیگری که در این تحقیق دنبال می شود، شناسایی عوامل بحران اقتصادی رسانه ها، بررسی عوارض و پیامدهای آن بالای شبکه های تلویزیونی و آزادی بیان و ارایه راهکارها و راه حل ها برای حل مشکلات اقتصادی تلویزیون ها است.

بخش نظری و مفهومی تحقیق

1.اقتصاد رسانه چیست؟

استادان و کارشناسان علوم ارتباطات  از اقتصاد رسانه تعریف های زیادی ارایه کرده اند که در این قسمت چند نمونه آن ذکر می شود.

رابرد پیکارد:  از نظر این دانشمند اقتصاد رسانه ها به امری چگونگی تامین خواسته ها و نیازهای مخاطبان و تبلیغ گران رسانه گفته می شود. آلبارن می نویسد: چگونگی استفاده صنایع رسانه ای از منابع کمیاب، برای تولید محتوا جهت تامین خواسته ها و نیازهای جامعه، اقتصاد رسانه گفته می شود. الکساندر:اقتصاد رسانه به عملیات کسب و کار و فعالیت های مالی بنگاه های تولید کننده و فروشنده محصول در صنایع مختلف رسانه ای اشاره دارد. علم اقتصاد رسانه مربوط به سیاست ها و عملکردهای اقتصاد بنگاه های رسانه ای و موضوعاتی مانند: صنعت خبر، تولید برنامه های مختلف، فیلم، ارتباطات سیار و انترنت می شود.(موسایی-اقتصاد رسانه-1394)

2: محصولات رسانه‌ای. منظور از محصولات رسانه اثر و خدماتی است که رسانه‌ها برای مخاطبان خویش انجام می‌دهد. تولید اخبار، برنامه‌های متعدد، موزیک، فیلم، کتاب، مستند و … محصولات رسانه‌ای گفته می‌شود. طبق تعریف دیگر” محصولات رسانه ای خدماتی است که بنگاه های رسانه ای تولید و توزیع می کنند که مطابق تقاضای مخاطبان است. (کتاب اقتصاد رسانه- 1394)،

3- تقاضا در اقتصاد رسانه. محصولاتی است که در یک روز و زمان معین مصرف کنندگان قادر به خرید آن هستند.(همان). تقاضا تابع شرایط گوناگون از جمله پایین یا بالا بودن نرخ تولیدات رسانه‌ای، سلیقه‌ای مخاطبان، دغدغه کلان ملی، شرایط زندگی مردم، فرهنگ سازی، تبلیغات و انتظارات است. هرکدام این عوامل که در جامعه تغییر کند، سطح تقاضا برای محصولات رسانه‌ای نیز تغییر پیدا می‌کند.

4- مطلوبیت: منظور از واژه مطلوبیت در اقتصاد رسانه، مرغوب بودن و مطابق سلیقه بودن محصولات رسانه‌ای برای مخاطبان و مشتریان است. زمانی کالای تولیدی یک رسانه برای مخاطبان مرغوب و مطلوب می‌گردد که رسانه‌ها در تهیه آن کالا آزادانه و متخصصانه عمل کنند.

5- رسانه: از رسانه تعریف‌های زیادی صورت گرفته است که در این مقاله فقط به تعریف رسانه در قانون رسانه‌های افغانستان اکتفا می‌شود. مطابق ماده سوم قانون رسانه‌های افغانستان، هر وسیله انتقال دهنده پیام، معلومات و اطلاعات با استفاده از رادیو، تلویزیون، انترنت و مطبوعات، رسانه گفته می‌شود(قانون رسانه‌های افغانستان- ماده سوم). رسانه ها می تواند بر فرایند توسعه یافتگی جامعه بسیار موثر عمل کند و اتفاق نظرهارا شکل دهد. چون رسانه ها بیشتر عرصه اعمال قدرت مردم در مسایل مختلف سیاسی، حقوقی، مدنی و آموزشی است. عرصه ای که ستیزه ها و مطالبه های همگانی از آن بر می خیزد. رسانه ها سازنده واقعیت های مهم ارتباطی در زندگی مردم است.

6-کالای فرهنگی رسانه‌ای: کالای فرهنگی به معنای تولید معنا، باور و هیژومونی است که باعث اعمال قدرت در یک جامعه می‌شود. از نظر اقتصاد رسانه، تولید کالای فرهنگی به منزله کنترل افکار عمومی و اداره جامعه است و اتفاق نظر را شکل می‌دهد. کالای فرهنگی شامل متون، مصرف و مطالعات فرهنگی می شود. معمولا استقلال مصرف کنندگان یا مخاطبان در کالای رسانه‌ای بسیار کمرنگ است و مصرف کنندگان همیشه باید خوانشی از متن داشته باشد که مطابق میل تولید کنندگان کالای فرهنگی است. شکاف اقتصادی و آگاهی بین طبقات و موانع فرهنگی، از مهمترین موانع این کالا به شمار می رود. (مهدی زاده- کلاس اقتصاد رسانه- 9/9/1396)

عمومی بودن، وجود آثار خارجی، انحصاری بودن برخی تولیدات رسانه ای، متغییر بودن مخاطبان و بازار و تاثیر پذیری بازار محصولات رسانه از سیاست های دولت، از مهمترین ویژگی های کالای رسانه ای به شمار می رود. (موسایی، اقتصاد رسانه- 1394)

مدیریت رسانه

به مجموعه تلاش های فکری و عملی برای انجام بهتر کارهای رسانه ای با هزینه کمتر و سرعت بالاتر، مدیریت گفته می شود. برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت، رهبری، از ارکان مهم مدیریت رسانه ها به شمار می رود.

دیدگاه‌ها و نظریات کارشناسان

دیدگاه جانکین در رابطه به نظام اقتصادی رسانه ها و منابع مالی آن این است که  بیشتر رسانه ها و بانگاه های رسانه ای دنبال سود بیشتر هستند و تلاش می کنند که برنامه های جذاب و دیدنی تهیه و پخش کنند(کین جانانتشارات طرحرنو، سال 1393) محصولات رسانه ای باید مطابق سلیقه ها و خواسته های مردم باشد تا به فروش برسد و پیام های بازرگانی را جلب کند. سیاست های رسانه ای باید در مسیر اقتصاد و جلب سرمایه روی دست گرفته شود. کسانی که هزینه یک رسانه را متقبل می شوند، محتوای برنامه ها را نیز تعیین می کنند. با توجه به نظریه، اقتصاد نقش مهمی را در کیفیت تولیدات رسانه ای دارا است.

تریوتلر استاد دانشگاه بوهاس در مقاله تویش تحت عنوان “نگاهی متفاوت به اقتصاد رسانه” می‌نویسد: نخستین بازار کالای رسانه ای سرگرمی و اطلاعات است که از طریق رادیو و تلویزیون ارایه می شود. این برنامه ها بخاطری جلب نمودن مخاطبان بیشتر، باعث افزایش آگهی ها می‌شود. به گفته ایشان، منظور از مصرف کالای رسانه‌ای، توجه نشان دادن مخاطبان به آن است که ظاهرا هیچ هزینه‌ای در قبال آن پرداخت نمی‌کنند. اما در اصل خرید دستگاه های گیرنده مانند رادیو و تلویزیون، خرید بلیط سینما، صرف نمودن وقت و زمان، عادت پیدا کردن و تسلیم شدن در برابر تبلیغات، به معنای خرید و پرداخت هزینه‌های بسیار بالا برای کالای رسانه ای است. (گرفته شده از همشهری آنلاین)

دیدگاه یحی کمالپور استاد دانشگاه بوردو در باره اقتصاد رسانه این است که بازار رقابت‌های رسانه‌ای به مساله‌ای بسیار پیچیده تبدیل شده که گویا رسانه‌ها و بازار یابان تمامی شیوه های درامدزایی را امتحان کرده اند. اما در سالهای اخیر انترنت به عنوان یک چالش بزرگ در قسمت درامدزایی رسانه ها مطرح است. چون صاحبان آگهی ترجیح می‌دهند که پیام‌های بازرگانی خویش را از طریق انترنت و شبکه‌های مجازی پخش کنند نه از طریق رادیو و تلویزیون ها. این مساله موجب کاهش میزان پیام‌های بازرگانی رادیوها و تلویزیون‌ها شده است.( یحی کمالی- دانشگاه آزاد-1394)

کرستوفرهارپر در کتاب رسانه های نوین می‌نویسد، تبلیغات از طریق انترنت، یکی از عوامل بحران اقتصادی رادیوها و تلویزیون ها است. چون تاجران می‌توانند از طریق انترنت تبلیغات خویش را راحت‌تر و دقیق‌تر نشر کنند. بخاطری‌که انترنت نسبت به رسانه‌های سنتی، از ویژگی‌ها و مزایایی زیادی نسبت به رسانه‌های سنتی برخوردار است.(کرستوفرهارپر، تهران، نشر علم، 1391)

نظریه هربرت اشلر این است که پیشرفت و توسعه اطلاعاتی هم بالای اقتصاد خود رسانه ها و هم بالای اقتصاد مردم تاثیرگذاشته است. آتشبار اطلاعات و تبلیغات همه‌ی بخش های زندگی مردم را فرا گرفته و نمی دانند که چکار کنند. ما در بزرگترین عصر اطلاعات و تبلیغات قرار گرفته ایم. تبلیغات بزرگترین منبع تغذیه رسانه ها به شمار می رود. ( وبستر، 1380)

تعدادی از دانشمندان دیگر میان کالای مربوط به رسانه و دیگر کالاها، تفاوت های قایل شده اند. از جمله گفته اند که کالای رسانه ای از هزینه های بسیار ثابت بالا و بسیار ثابت پایین برخوردارند که گاهی حتی به صفر می رسند که توانایی رقابت کردن را ندارد. تفاوت دیگر کالاهای رسانه‌ای این است که کنترل کردن آن بسیار مشکل است؛ یعنی نمی‌توان از شنیدن برنامه‌های رادیویی در بین مردم جلوگیری کرد. در حالی‌که دیگر محصولات را می‌شود کنترل کرد. تفاوتی دیگر کالای رسانه با دیگر کالاها، این است که کالای رسانه تمام شدنی نیست، یعنی هر قدر که فیلم را تماشا  کنیم تمام نمی شود. در حالی که دیگر کالاها تمام می شود. کالاهای رسانه ای قبل از خرید ارزیابی شدنی نیست در حالی که مشتریان می توانند دیگر کالاهارا ارزیابی کنند. به همین خاطر مصرف کنندگان کالاهای. سانه بسیار ریسک پذیر هستند. کالاهای رسانه‌ای دارای عوارض جانبی بسیار بالای فرهنگی است که بقیه کالاهای بازار از این ویژگی برخوردار نیست. (مجله رسانه، mediajournal.ir )

روش شناسی تحقیق

 توصیف و تعیین روشهای شناخت، راه های رسیدن به معرفت، روش مناسب برای شناخت پدیده ها و وسیله هر علم، روش شناسی تحقیق گفته می شود. ویا روش شناسی به روشهای گفته می شود که برای رسیدن به شناخت علمی از آن استفاده می شود.

سوالات تحقیق

سوال اصلی در این تحقیق این است که منابع مالی از چه تاثیری روی کیفیت تولیدات رسانه ای در افغانستان برخوردار است و آیا رابطه بین منابع مالی و کیفیت تولیدی رسانه ها وجو دارد؟

سوالات جزئی این مقاله بیشتر در باره رابطه درامد خانواده ها و تقاضای محصولات رسانه ای، افزایش میزان قیمت تولیدات رسانه ای و کاهش مخاطبان آن، اینکه بازار فروش محصولات رسانه ای و میزان مخاطبان تابع چه اثرات و عواملی است؟ نقش دولت در استقلالیت اقتصادی رسانه ها چیست و در افغانستان بیشتر منابع مالی رسانه ها از کدام راه ها تامین می شود؟ پاسخ به این سوالات، در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد

 فرضیه های تحقیق

به نظر می رسد که بین درامدزایی و کیفیت تولیدی رسانه ها رابطه وجود دارد. یعنی اگر درامدزایی رسانه‌ها بیشتر باشد، کالاهای تولیدی و برنامه های آن نیز جذاب تر است اما اگر رسانه دچار بحران اقتصادی باشد، کیفیت برنامه های آن نیز پایین است.

به نظر می رسد که اقتصاد مهمترین نقش را در کیفیت کالای رسانه ای دارد. چون در طول ده سال گذشته ثابت شد که رسانه های وابسته از نظر اقتصادی، ناموفق تر از رسانه های بوده که از نظر مالی خوب بوده است.

احتمالا نوع درامد مخاطبان، قطع کمک های موسسات، رقابت های منفی رسانه ای، کاهش پیام های بازرگانی، گسترش انترنت، پیشرفته شدن سلیقه مخاطبان، مهاجرت ها و جابجایی های رسانه ای و وابستگی های سیاسی، باعث کاهش درامدزایی رسانه ها گردیده است.

به نظر می رسد که عدم توسعه رسانه ها یکی از موانع مهم بر سر راه توسعه کشور به شمار می رود. چون رسانه عامل اصلی تغییر در یک کشور است، در بخش توسعه هم فرصت ساز است و هم فرصت سوز.

روش انجام تحقیق

الف. بر مبنای هدف: این تحقیق به شکل بنیادی و کاربردی انجام شده است.

ب. بر مبنای تجزیه و تحلیل: در این تحقیق. کاوش درونی اسناد و تحلیل و تفسیر داده ها صورت گرفته است. بیشتر اسناد و مدارک موجود در ارتباط به اقتصاد رسانه های افغانستان بررسی شده است. قانون کار، قانون اساسی، قانون رسانه ها و دیگ. قوانین مربوط به موضوع

ج. بر مبنای جمع آوری داده ها: در این قسمت اسناد، مشاهده و بحث های کلاس دکتر موسایی، از روشهای مهم تحقیق است. آنچه را که خود نویسنده در طول پانزده سال به حیث کارمند در تلویزیون های افغانستان مشاهده کرده، در این تحقیق ذکر نموده است.

د. بر مبنای نوع تحقیق: تاریخی، توصیفی، قیاسی و تجربی می باشد.

بررسی تاریخچه و پیشینه

اقتصاد رسانه یک حوزه ای از اقتصاد است که از دهه 70 میلادی به شدت مورد توجهی محققان و فعالان رسانه‌ای و اقتصادی بوده است. در این حوزه محققان و پژوهشگران بیشتر عوامل دخل و خرج رسانه ها، تاثیرات عوامل اقتصادی بالای رسانه ها و عوامل بحران را کاوش کرده اند. خوشبخانه تا حدودی تحقیقات در حوزه اقتصاد رسانه‌ها، با تحوالات و تغییرات به وجود امده در رسانه‌ها، همگام بوده است.

در داخل افغانستان تا هنوز یک تحقیق جامع در باره اقتصاد رسانه صورت نگرفته است و کمتر به آن توجه شده است. در خارج از افغانستان به خصوص در ایران، دانشمندان و پژوهشگران، تحقیقاتی زیادی را در این زمینه انجام داده اند. به طور نمونه کتاب اقتصاد رسانه توسط دکتر میثم موسایی استاد رشته  روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبائی تهران نوشته و در دانشگاه های این کشور تدریس می شود.

پرداختن به پیشینه تحقیق در باره اقتصاد رسانه از نظر علمی بسیار مهم است چون باعث جلوگیری از کارهای تکراری در این زمینه می‌گردد. همچنان غنامندی منابع و معرفی آن، تکیه بر شانه تجارب محققان پیشین، پر ساختن خالیگاه‌های تحقیقی در این زمینه و نقد اثرهای پیشین، از فایده های دیگر بر رسی پیشینه تحقیق است.

  محدودیت های تحقیق

میان رشته ای بودن موضوع، تازگی و فقدان نمونه‌های عملی آن در افغانستان، گستردگی زمانی مورد مطالعه، فقدان اطلاعات دقیق پیرامون مبحث، عدم ثبت و ضبط مسایل و اسناد مربوط به تحقیق و محدودیت های نهفته دیگر، محقق را با سرگردانی های زیاد مواجه ساخته و از پختگی و قوام انجام کار کم ساخته است.

تازگی و جدید بودن تحقیق با روش‌های نوین تحقیق، یکی از بزرگترین مشکلات و چالش‌های این تحقیق به‌شمار می‌رود. به امید آنکه همت و توجه محققان ژرف اندیش و سخت‌کوش در مراحل دیگر، کاستی‌ها و نقیصه‌های این تحقیق‌را جبران نماید.

یافته های مقاله

عوامل موثر در منابع مالی و درامدزایی رسانه ها

  • 1-بنگاه های رسانه ای

   این بنگاه ها بیشتر شامل صاحبان و سازمانهای رسانه ای می شود که شامل چند گروه می‌گردد که در این قسمت در باره هر کدام پرداخته می‌شود.

 ویژگی های سازمان رسانه ای

گستردگی، تنوع تولید، رو به افزایش بودن، مدیران و کارمندان نخبه و مسلکی، بسیج افکار عمومی، حرکت مطابق نیاز مخاطبان، تولید محتوا بر اساس دغدغه های مردم، سرعت تولید، از بین بردن مرزها و فاصله های مکانی، قومی، سمتی و …، تقویت اعتماد ملی، تامین رضایت مخاطبان، تناسب شغل با فرد و مشارکتی ساختن آموزش، از مهمترین ویژگی های سازمان های رسانه ای به شمار می رود. سرمایه انسانی، فکری، ساختاری و رابطه ای، از مهمترین عناصر سازمان یک رسانه است.  سازمان های رسانه تکیب یافته از چند بخش مهم است که در این قسمت به آن اشاره می شود.

الف- صاحبان و سهام‌داران: این گروه بیشتر دنبال سود هستند و پالیسی تجاری دارند. حتی بعضی از سهام داران تلویزیون ها تاجران هستند و به منظور نهادینه ساختن فرهنگ مصرف کالای مورد نظر خویش، تلویزیون ایجاد کرده اند. هدف شان از ایجاد رسانه حفظ مشتریان قدیم و جلب مشتریان جدید است. جز این دیگر هیچ هدفی ندارند.

ب-مدیران و کارمندان: گروه دوم مدیران و کارمندان هستند که بیشتر به دنبال حقوق مناسب و بعضی ها به دنبال شهرت هستند. اما در افغانستان بیشتر کارمندان کلیدی تلویزیون ها از اقارب و نزدیکان سهامداران و موسسان بنگاه رسانه هستند.

  ج- آگهی دهندگان: این‌ها همیشه در جستجوی رسانه مناسب و پر بیینده برای نشر اعلانات تجارتی شان هستند. دایم از مردم سوال می کنند که کدام رسانه، کدام برنامه و در کدام وقت بیشتر بیننده هستند. صاحبان آگهی و تبلیغات، در واقع تعیین کنندگان اصلی برنامه ها و محتوای رسانه ها است. حتی برخی از برنامه ها و صداهای مجری را در تبلیغات خویش مشخص می کنند. باید گفت که نرخ هزینه تبلیغات نیز در هر زمان و برنامه فرق می کند. مثلا از ساعت شش شام تا ده شب اوقات طلایی رسانه ها است و قیمت اعلان چندین برابر می شود. در برنامه های که مخاطبان بیشتر دارد نیز، هزینه تبلیغات بالا می رود.

پیام های بازرگانی و تبلیغات، مهمترین منبع تغذیه رسانه ها است. به همین خاطر در ترکیب اداری هر تلویزیون یک مدیریت جداگانه تحت عنوان مارکیتینگ یا بازاریابی وجود دارد. بیشترین هزینه و امکانات تلویزیون ها نیز در همین زمینه اختصاص داده می شود. مثلا افراد خوش زبان، تیزفهم، اجتماعی، مسلکی و سرشناس به حیث مدیر و کارمندان بخش مارکتینگ انتخاب می شوند. در مجموع کارمندان یک شبکه بیشترین درامد و حقوق را نیز کارمندان بخش بازاریاب دارند.

د- حمایت‌کنندگان مالی: گروه چهارم دخیل در بنگاه های رسانه ای، حمایت کنندگان مالی برنامه ها و اخبار تلویزیون ها هستند. برخی از شرکت ها و بعضی از تاجران تمامی هزینه ساخت یک برنامه را متقبل می شوند تا اسم شان در اول و آخر محصول مورد نظر در رسانه گرفته شود. در افغانستان بیشتر با این لهجه اعلام می شود” این برنامه با همکاری …. به شما تقدیم گردید”.

ر-مخاطبان و مصرف کنندگان: گروه پنجم موثر بر تولیدات رسانه‌ای، مخاطبان و مصرف کنندگان است. رسانه ها مجبورند که برای حفظ مخاطبان و بینندگان خویش، مطابق سلیقه آنان برنامه تهیه کنند. چون اگر رسانه ها مخاطبان خویش را از دست بدهند و با بحران مخاطب مواجه شوند، دیگر صاحبان پیام های آگهی اعلانات خویش را به رسانه مربوط به آنان نمی سپارند . بر این اساس رسانه ها مجبور به جلب و جذب مخاطبان بیشتر است تا بتوانند تبلیغات بیشتری را نشر کنند و پول بیشتر بدست آورند.

در افغانستان که بیشتر افراد از لحاظ درامد ضعیف و از نظر مالی فقیر اند، نسبت به کالاها و مسولیت رسانه ای بی میل هستند. بجای هشتاد افغانی خرید بلیط سینما، هشت نان خریده و با خانواده خویش مصرف می کنند. درامد بیشتر افراد فقط می توانند مصارف خوراک روزانه اش را تامین کنند. شرکت ها و موسسات داخی و خارجی که منبع تغدیه رسانه ها با شمار می رفت نیز، یا از کشور رفته ویا درامدشان محدود شده که نمی توانند هزینه پیام های بازرگانی خویش را پرداخت کنند. مثلا پایین ترین نرخ اعلانات تجارتی در تلویزیون، هر دقیقه 500 دالر است.

محدودیت فرصت مخاطبان، تغییر سلیقه ها و خواسته ها، ترکیب و جابجایی، فقر و بی پولی، چالش های فرهنگی و سنتی، از مهمترین موانع و چالش های مخاطبان است که بالای اقتصاد رسانه و کاهش میزان خرید کالای آن تاثیر گذاشته است.

2-عوامل سیاسی

در افغانستان سیاست های حاکم بر رسانه، مشکلات متعددی را برای رسانه ها و خبرنگاران به وجود آورده است. یکی از این مشکلات، کاهش میزان مخاطبان و در نتیجه بحران مالی رسانه ها است. رسانه های حزبی و سیاسی که از سوی رهبران احزاب ایجاد شده است، بجای اقتصاد گرایی بیشتر دنبال سیاست ها و جلب و جذب مخاطبان سیاسی اند. کارها و فعالیت های اقتصادی در این رسانه ها، در رتبه های سوم و چهارم قرار دارد. معاش کارمندان و هزینه های تلویزیون ها نیز از سوی برخی از سیاست مداران پرداخت می شود. در چنین رسانه ها میزان حقوق کارمندان بسیار پایین بوده و به موقع پرداخت نمی شود. چون همیشه با بحران مالی مواجه اند. در رسانه های سیاسی بیشتر اقارب و نزدیکان صاحب رسانه مشغول کار اند. یکی از دلایل این کار نیز این است که اقارب و بستگان مجبورند که با شرایط بد اقتصادی کنار بیایند. بیشتر کارمندان این رسانه ها از سواد و تجربه کاری مناسب برخوردار نیستند و بیشتر بر خلاف رشته تحصیلی خود کار می کنند. مثلا کسانی که از رشته های ویترنری، زراعت، تاریخ، تربیت معلم و دیگر رشته ها فارغ شده اند، اما بخاطر نزدیک بودن به صاحب امتیاز رسانه و پایین بودن حقوق شان، آنجا مشغول بکار شده اند.

3-انترنت

افزایش دسترسی مردم به انترنت، باعث کاهش تقاضای محصولات رسانه ای شده است. مخاطبان به شکل رایگان می توانند محصولات رسانه ای را بدست بیاورند. تمامی فیلم ها و دیگر محصولات رسانه ای، بعد از یک مدت در یوتیوب و دیگر شبکه های انترنتی گذاشته می شود. از طرف دیگر شرکت ها و صاحبان آگهی نیز بیشتر تبلیغات خویش را از طریق انترنت و سیاست های تبلیغاتی نشر می کنند و نیازی به پرداخت هزینه سنگین به رسانه ها ندارند.

4- قطع کمک‌های خارجی

تعدادی از موسسات خارجی در یک مدت طمان محدود، مسولیت داشتند تا از رسانه های افغانستان به خصوص رادیو، تلویزیون و رسانه‌ها حمایت مالی کنند. این موسسات برای خریداری وسایل و تجهیزات رسانه ها، پرداخت حقوق کارمندان و ترمیم وسایل آن کمک می کردند. اما در چند سال اخیر مدت زمان فعالیت اکثر موسسات خارجی در افغانستان تمام شده و آنان کمک های خویش را با رسانه ها قطع کرده اند. قطع این کمک ها باعث خاموش شدن چراغ تعدادی از رسانه ها گردیده و تعدادی دیگری را با سقوط مواجه نموده است. به طور نمونه هفته نامه زن افغان زمین که خود بنده یکی از نویسندگان آن بودم، تلویزیون امروز، هفته نامه حرکت و چندین رسانه دیگر در نتیجه قطع کمک ها سقوط کردند. تعدادی از رسانه های صوتی، تصویری و چاپی دیگر نیز میلیون ها افغانی از حقوق کارمندان، صرفیه برق، اجاره دفتر و تیل فروشان بدهکارند که نزدیک به سقوط هستند

  1. رویکردهای رسانه‌ای

الف. رویکرد قانون طبیعی: رویکردی است که از وقایع مهم کشوری به عنوان یک فرصت برای شهرت و جذب مخاطبان و پیام های آگهی استفاده نمی کنند. نگاه چنین رسانه همیشه در تضاد با بحران و تحول است. مدیران ورکارمندان این رسانه ها شناخت کافی از آرایش های رسانه ای و رقیبان نداشته و همیشه فرصت سوزی می کنند. . حفظ وضع موجود و گوشه نشینی در چنین رسانه ها یک اصل است. در افغانستان بیشتری رسانه های احزاب و گروه ها، این رویکرد را در پیش گرفته اند.

ب. رویکرد سنتی: این نوع رویکرد نیز باعث بحران مالی و مخاطب رسانه ها می گردد. چون همیشه بحران را انکار می کند، فرصت سوزی می کند، در شرایط بروز بحران مخاطبان قبلی خویش را از دست می دهد، کاملا منفعل است، هیچ آماری برای پوشش بحران و خبرهای ویژه ندارند، شناخت شان از مخاطب بسیار ضعیف است و انعطاف پذیری ندارند. خلاصه اینکه رویکرد سنتی همیشه با خبرهای جامعه در جوش نیستند و مخاطبان خویش را از دست می دهند.

  1. 6. مقاومت‌ها در برابر رسانه

در افغانستان جریانهای زیادی علیه رسانه ها مقاومت می کنند که در این قسمت به چند نمونه آن اشاره می شود.

الف. مقاومت های سنتی:  در افغانستان مقاومت فرهنگ ها و سنت ها در برابر سینما و دیگر رسانه ها باعث کاهش بازار کالای رسانه ای شده است. خانواده های مذهبی و سنتی رفتن به سینما و تماشای تلویزیون را گناه می دانند. سینما رفتن یک لکه خطرناک و برچسپ بد نسبت به جوانان است. از آنجایی که اکثر مردم افغانستان سنتی و مذهبی اند، مقاومت آنان در برابر تکنولوژی و رسانه، به شدت بازار فروش محصولات رسانه هارا کاهش داده است. کاهش بازار فروش خود بزرگترین عامل بحران مالی و اقتصادی برای سینماها، شبکه های تلویزیونی و دیگر رسانه ها به شمار می رود. در بسیاری از مناطق دوردست کشور ما، خرید تلویزیون، ماهواره و دیگر محصولات رسانه ای از سوی بزرگان خانواده ممنوع است

ب. مقاومت مفسدان و زورمندان: دیکتاتورها و زورمندان همیشه از مطبوعات هراس دارند. به گفته ناپلئون من از یک قلم بیشتر از هزار نیزه هراس دارم. زورمندان بخاطری که از رشد فکری و توزیع آگاهی در جامعه هراس دارند، از مطبوعات می ترسند و در برابر رشد آن مقاومت می کنند. چون مطبوعات جولانگاه اهل اندیشه و قلم است و حقایق را آشکار می سازد. از این رو خوم طبعان و سلطه گرایان می کوشند تا بر مطبوعات مسلط شوند.

ضررها و پیامدها

بحران مالی و اقتصادی رسانه‌ها در افغانستان، از ضررها و پیامدهای زیادی برخوردار است که در این قسمت به‌چند نمونه آن اشاره می‌شود.

الف- نابودی دموکراسی و آزادی بیان: یکی از خطرناکترین ضررهای آن، نابودی دستاوردهای چندین ساله مسولان کشور در بخش رسانه و آزادی بیان است. گفته می توانیم هر رسانه ای که تعطیل می شود، صدای بخشی از افراد جامعه خاموش می شود. رسانه ها یکی از پیش شرط ها و پیش زمینه های دموکراسی در یک کشور است. بدون رسانه، دموکراسی و آزادی بیان هیچ مزیت و بهره ای ندارد . دولت و همکاران داخلی و بین المللی اش در نتیجه تلاشهای خستگی نا پذیر و طولانی مدت توانست زیربنای رسانه های همگانی را در کشور ایجاد نماید. اما اکنون بی توجهی ها و عدم آسیب شناسی ها، این دستاورد را با نابودی مواجه کرده است.

ب-بیکاری خبرنگاران و کارمندان:  ضرر دیگری سقوط رسانه ها بخاطر بحران مالی، بیکار شدن خبرنگاران و کارمندان رسانه ها است. فعلا در هر رسانه تعدادی زیادی از جوانان کشور ما به حیث رئیس، مدیر و مامور، خبرنگار، راننده، آشپز، گاردهای امنیتی، نگهبان و نظافت گر مشغول کار اند. حتی شمار کارمندان برخی از رسانه ها به مرز یک هزار نفر می رسد. با تعطیلی رسانه ها همه این جوانان و کارمندان بیکار می شوند و تعدادی زیادی از خانواده های شان گرفتار مشکلات اقتصادی می گردند. در این اواخر دیدیم که با بحرانی شدن وضعیت اقتصادی رسانه ها، صدها خبرنگار کار خویش را از دست دادند که یا از کشور فرار کردند ویا بکارهای دیگری رو آوردند.

پیشنهادات

اولین پیشنهاد برای حل مشکلات اقتصادی رسانه ها، توجهی جدی دولت و مسولان است. اینها باید نهادهای خصوصی و تاجران را تشویق به حمایت از رسانه ها کند.

شایسته سالاری از دیگر راهکارها برای حل مشکلات اقتصادی رسانه ها است. سازمان های رسانه ای باید برای تولید کالاهای با کیفیت، شایسته سالاری را بجای واسطه سالاری جایگزین نمایند. چون رسانه مانند دیگر نهادها نیست که از چشم و دید مردم پنهان بماند. چون ظرفیت های رسانه ها هرروز و هر دقیقه برای مردم عیان و آشکار می شود. اگر کارمندان بر اساس روابط استخدام شوند، در یک مدت بسیار کوتاه رسانه مخاطبان خویش را از دست می دهد و در بازار رقابت رسانه ای ناکام می ماند. بازار شدید رقابت برای جذب مخاطب، ایجاب می کند که کارمندان با تجربه، مسلکی، متعهد، چند کاره و خوشنام در رسانه ها استخدام شوند. در این صورت هم مخاطبان بیشتر جذب می شود و پیام های بازرگانی بیشتر به رسانه داده می شود.

گسترده شدن فعالیت های رسانه ای در حوزه های مختلف جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ارزشی، از دیگر راهکارهایی است که رسانه ها را از خطر سقوط نجات می بخشد. تلویزیون ها باید در تهیه و تولید محصولات خویش تنوع مخاطب، سلیقه و فرهنگ هارا درنظر بگیرد. همه باید احساس کند که مالک رسانه است. همه مخاطبان باید صداهای خویش را از رسانه های کشور بشنوند تا بپذیرند.

نجات یافتن رسانه ها از وابستگی های سیاسی، حزبی، گروهی، قومی، منطقه ای و زبانی، از دیگر راهکارهای بهبود کیفیت آنان است. چون امروزه یکی از عوامل مهم بحران اقتصادی رسانه ها، وابستگی آنان به سیاست های ناپاک است. رسانه باید آزاد باشد تا بتواند دوام بیاورد.

یافته ها و نتایج مقاله

1- با توجه به بخش نظری و روش شناسی مقاله، به این نتیجه رسیدیم که بین بحران مالی و سقوط رسانه ها در افغانستان رابطه وجود دارد. یعنی یکی از عوامل اصلی پایین آمدن کیفیت تولیدات رسانه ها، وابستگی ها و بحران اقتصادی است. این مساله باعث شده که اکثر رسانه‌ها، رادیوها و تلویزیون ها، وابسته سیاست های حزبی، قومی و گروهی شوند. بخاطر ادامه حیات و نجات از خطر سقوط، رسانه‌ها مجبورند که از افراد و اشخاص معین طرفداری کنند.

2- فقر و شرایط زندگی مردم، بحران مخاطب، قطع کمک های موسسات بالای رسانه ها، کاهش میزان اعتبار مخاطبان و انواع وابستگی های مالی، سیاسی و حزبی و عدم شایسته سالاری در استخدام کارمندان رسانه ها، باعث بحران مالی رسانه ها گردیده است.

3- بحران مالی رسانه ها از پیامدها و ضررهای زیادی برخوردار است. فرار نخبگان و خبرنگاران از کشور، بیکاری خبرنگاران و کارمندان رسانه ها، پایین آمدن کیفیت کاری رسانه ها، افزایش وابستگی شبکه های تلویزیونی به ارگان های سیاسی و تجاری، از بین رفتن ارزشهای دموکراسی و نابودی دستاوردهای چندین ساله دولت و مردم در این زمینه، از مهمترین پیامدهایی بحران مالی افغانستان است

4- همچنان حاکمیت نظام سرمایه داری و آگهی های بازرگانی بر کارکردهای رسانه ای، شکل گیری انحصارهای کلان رسانه‌ای، همکاری و تبانی مطبوعات با شرکت ها و سیاست های استعماری، کمرنگ شدن نقش انتقادی رسانه ها، از دیگر پیامدهای بحران اقتصادی رسانه ها است. به همین خاطر است که صاحبان آگهی به عوامل پر نفوذ و تاثیرگذار در مطبوعات تبدیل شده است. .

5- برای نجات رسانه‌های افغانستان و عبور آنان از این گذرگاه مرگ آفرین، تلاش های مسولان دولتی و نهادهای خصوصی باید بیشتر شود. تقویت شایسته سالاری، تامین بودجه های مناسب برای تلویزیون ها، مخاطب گرایی، توسعه رسانه ها در حوزه های مختلف، دسته بندی و تفکیک رسانه ها، جلوگیری از وابستگی روز افزون رسانه ها، از راهکارها و پیشنهادهای موثر در این زمینه است.

نویسنده: داوودناظری-نویسنده و خبرنگار

منابع

1-پیکارد، رابرت جی، 1383، اقتصاد رسانه ها، ترجمه داوود حیدری، چاپ دوم، دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها.

2- پری دخت وحیدی، مهاجرت بین المللی و پیامدهای آن، سازمان برنامه و بودجه، 1394

3-پژویان، جمشید، 1369، اقتصاد بخش عمومی، جلد اول، تهران، جهاد دانشگاهی، گرفته شده از اقتصاد رسانه ها.

4- پژوهش شیوه های درامدزایی رسانا، دانشگاه آزاد، گرفته شده از مقاله یحی کمالی

4-تهران.کین جان، رسانه و دموکراسی، مترجم نازنین شاه رکنی، انتشارات طرحرنو، سال 1393

6-کرستوفرهارپر، رسانه های نوین، ترجمه علی اصغر کیا، تهران، نشر علم، 1391

7-فراورده، زهرا، 1393، سیاست های کلی اقتصاد در رسانه ملی، سایت تبیان

8-موسایی، میثم، 1384 تخمین تابع تقاضای کتاب، سینما و نشریات در ولایت های مختلف کشور، معاونت پژوهشی دانشگاه

9- مهدی زاده، سید محمد، بحث کلاس اقتصاد رسانه- 9/9/

10-مجله رسانه، mediajournal.ir اقتصاد رسانه چیست؟

11- وبستر، 1380، گرفته شده از کتاب نظریه رسانه ها، سیدمحمد مهدی زاده طالشی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme