سرور دانش، برادر ناراضی اشرف‌غنی؟

سرور دانش؛ معاون دوم رییس جمهوری به محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی، مشهور است. به بیان دیگر، زبان او زبان قدرت است؛ آرام، خویشتن‌دارانه، دور از احساساتی‌گری و بدون حماسی‌‌گرایی رایج. این زبان اگرچه زبان یک مدعی مبارزه برای اصلاحات نیست؛ اما در عین حال، گاه به‌گونه‌ای موضع می‌گیرد که از آقای دانش، الگوی سیاستمردی اصلاح‌گرا و منتقد وضع موجود می‌سازد. به نظر می‌رسد واکنش اخیر او به حمله راکتی مرگبار به مراسم تجلیل از سالگرد عبدالعلی مزاری؛ رهبر حزب وحدت اسلامی هم تا حدودی سرور دانشِ اصلاح‌گر و منتقد معادلات موجود قدرت را به نمایش گذاشت.

سرور دانش با اشاره به حمله راکتی به مراسم سالگرد شهادت عبدالعلی مزاری در غرب کابل، گفت که خوش‌بینی‌ها درباره روند فعلی صلح ساده‌لوحی است.

آقای دانش گفت:”در حالی شاهد حملات تروریستی و دهشت‌افکنانه بر یک مراسم ملی هستیم که از سوی دیگر مذاکرات صلح جریان دارد و بسیاری‌ها بر این مذاکرات دل بسته‌اند و گمان می‌کنند که تروریست‌ها بر سر عقل آمده‌اند. در همین مراسم نیز تعدادی از مقامات سابق افغانستان خوش‌بینی خویش را اظهار داشتند؛ اما دقایقی بعد تروریست‌ها با انجام حملات کور و تروریستی بر مراسم شهید مزاری نشان دادند که این خوش بینی‌ها، ساده‌لوحی بیش نیست.”به گفته او، شهید مزاری همواره تاکید می‌کرد که جنگ راه حل نیست و همدیگرپذیری تنها راه برای یک افغانستان باثبات و نیرومند است؛ اما مردم خواهان صلحی هستند که در آن همه اقشار مختلف کشور احساس امنیت و آزادی کنند. مردم خواهان صلحی هستند که در آن قانون اساسی، نظام سیاسی، آزادی بیان، آزادی‌های مدنی و استقلال کشور حفظ گردد.

صدای مخالف آقای دانش، بیانگر نوعی تقابل ضمنی او با رویکرد صلح حکومت، امریکا و احزاب سیاسی خارج از دولت با گروه طالبان بود. آقای دانش، تصریح کرد که امیدواری‌ به روند جاری صلح، ساده‌لوحی است. او اگرچه بربنیاد طبع محافظه‌کارانه‌اش، سعی کرد با نسبت‌دادن امیدهای مورد نظر برای دست‌یابی به صلح به اجتماع منتقدان و مخالفان حکومت در غرب کابل، به‌گونه‌ای حساب مدعیان و منادیان صلح در درون دولت را از شمول در قاعده‌ صلح‌جویان ساده‌لوح‌ جدا کند؛ اما واقعیت این است که مخالفان سیاسی حکومت، تنها کسانی نیستند که به روند جاری صلح، دل بسته و امیدوار اند این روند به سرانجامی برسد؛ بلکه پیش از آ‌ن‌که آن‌ها وارد این بازی شوند، حکومتی که آقای دانش، به‌نوعی فرد شماره دوم آن محسوب می‌شود، ابتکار عمل را در این زمینه در اختیار داشت و از همه ‌توانایی‌هایش مایه گذاشته بود تا طلسم و تابوی آشتی‌ناپذیری طالبان را بشکند و در دل «دوست» به هر حیله، رهی باز کند.

از این منظر، آیا زبان گزنده و تند آقای دانش که برخلاف رویکرد مصلحت‌جویانه و محافظه‌کارانه او در سوگیری‌های سیاسی‌اش بود، به‌معنای آن است که او هم به اردوی منتقدان صلح با طالبان پیوسته و مخالف رویکرد و روند جاری حکومت و سایر بازیگران نسبت به این روند است؟

آیا این موضع سرور دانش، به معنای آن است که او به نحوی از دایره تصمیم‌گیری‌های کلان و استراتژیک در حوزه آینده جنگ و صلح، بیرون مانده و دیگر محرم اسرار ارگ و دوست دیرین دربار نیست؟ آیا در توافق اخیر اشرف‌غنی و خلیلزاد، جایی برای امثال سرور دانش و سایر رهبران قومی هزاره در چارچوب حکومت ترکیبی و ائتلافی احتمالی طالبان و اشرف‌غنی در نظر گرفته نشده است؟ به دیگر سخن، آیا سرور دانش، از این‌پس «برادر ناراضی» اشرف‌غنی در تلاش‌های صلح محسوب می‌شود؟

واقعیت هرچه باشد، ابراز نظر تازه سرور دانش، نشان می‌‌دهد که صلح، موجب بروز شکاف‌های عمیق و اختلاف‌های شدید در درون جامعه سیاسی افغانستان شده و به تنش‌های دیرپای قومی در دایره قدرت، یکبار دیگر دامن زده و بر شدت این تنش‌ها و تقابل‌ها افزوده است.

آقای دانش با این موضع‌گیری، بر این‌ نکته تأکید کرد که اول این‌که مسؤول اصلی حمله کابل، داعش نه؛ بلکه گروه طالبان بوده است؛ زیرا او به بهانه این حمله، تلاش‌های جاری صلح با طالبان را هدف قرار داد. موضوع دوم هم اینکه او با «تروریست‌» خواندن گروه طالبان و نسبت‌دادن حمله کابل به آن گروه، تلاش‌های صلح را ساده‌لوحانه توصیف کرده و آن را محکوم به شکست دانست.

این موارد می‌تواند خبر از تنش‌های شدید در زیر پوست سیاست و پشت پرده قدرت بر محور صلح و بازی‌های قومی مرتبط با آن بدهد؛ رویدادی که به نظر می‌رسد نشان‌گر مسیری دشوار، چشم‌اندازی تیره و تار و افقی پرغبار برای رسیدن به سراب صلح است.

نویسنده: علی موسوی

منبع:خبرگزاری افق

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme